زين العابدين شيروانى
326
بستان السياحه ( فارسي )
كويند شيراز نام كه يكى از نژاد ملوك پيشدادى بود بنا نموده بنام خود موسوم كرده و چون بمرور دهور روى به خرابى آورد محمّد بن يوسف سقفى برادر حجّاج ظالم و بقولى عمزادهاش محمّد قاسم بطالع سنبله در سنه هفتاد و چهار هجرى آنجا را احداث نمود و در زمان عضد الدوله بن معزّ الدّوله بهغايت معمور بود چنانچه طرف قبلى آن قصبهء ترتيب كرد و نام او را فنا خسرو كرد نهاد و كويند آن قصبه به مرتبهء معمور بود كه حقوق ديوانى آن بيست هزار دينار بود اكنون از آن اثرى نيست و صمصام الدّوله ابن عضد الدّوله و در شيراز باروئى كشيد و بمرور روزكار منهدم كرديد و شرف الدّين محمود انجويه تجديد حصار آن نمود بار ديكر خراب شد شاه شجاع الدّين محمّد بن مظفر آن را تعمير كرد و آن نيز خراب شد و كريمخان زند قلعه محكم و بروج مستحكم ساخت آقا محمّد خان بن محمّد حسن خان قاجار آن قلعه را برانداخت و حسينقلى خان برادر شهريار زمان حصارى بر آن كشيد و زلزله آن را نيز از هم پاشيد كه اكنون باقى است اكنون كه سنهء هزار و دويست و چهل و هفت هجريست مشتمل است بقرب پنجهزار باب خانه و شش دروازه و نه محلّه و كوچهايش تنك و اكثر معوج و مبرز خانها قرب درب خانه واقع و زمستان كوچهاى آن كثيف و چركن و در تابستان كرم و پرغبار و عفن و مردم متميّز را در كوچها تردّد دشوار است بل متعذّر و خانهاى آن شهر اكثر تنك و محقّر و بازار آن ديار بىاسلوب و اسواق كريمخانى بهغايت خوب و اكر عمارات كريمخان را از آن ولايت بردارند شهركيست نامرغوب آبش از قنات نسبت بدان شهر قليل و بهترين قنواتش قنات ركن الدّوله كه مشهور به ركنآباد است و هوايش باعتدال بكرمى قريب و مايل و اكثر اوقات روى بازارش خالى از رياحين نيست بيرون آن ديار بهغايت دلكشا خاصّه در موسم بهار كه رشك كلشن مصر و قندهار است باغات خوب دارد سيّما باغ جهاننما و باغ فرمانفرما و باغ قرجه كه مشهور به قاجار است و تكاياى چند و بقاع دلپسند دارد مثل حافظيّه و هفت تن و چهل تن و سعدى و بابا كوهى و شاهداعى فواكه سردسيريش فراوان و ميوههاى كرمسيريش ارزانست و در اين اوقات حبوب و غلّاتش كرانست مردمش همكى شيعىمذهب و قرب پانصد خانه يهود و صد خانه عيسوى و قليلى حنفى و تقريبا پانصد خانه علىاللّهىاند و اكثر ايشان ضعيف و لاغراندام و كندمكون و زردفامند و بعلّت كثرت رطوبت ارضى و هوائى كمغيرت و سستعزم و كاهل و بعيش و طرب و لهو و لعب مايلند و عموما از طريق اعتدال دور و بوهم و خيال مغموم و مسرورند چنان كه امير تيمور كوركانى در رسالهء خود كفته كه اهل فارس بخيالى خرّم و به وهمى در غمند در مدح و ذمّ آن ديار عقلاى روزكار و شعراى شيرينكفتار سخنان بسيار كفتهاند منجمله شيخ سعدى و خواجه حافظ رحمة اللّه عليهما بنا بر حبّ وطن يا مصلحت ديكر يا آنكه در آن ايّام حقيقت داشته تعريف بسيار نمودهاند و كاهى نيز طريق مذمّت و قدح آنجا را پيمودهاند شيخ سعدى فرموده بيت دلم از صحبت شيراز بكلّى بكرفت * وقت آنست كه پُرسى خبر از بغدادم سعديا حبّ وطن كرچه حديثى است صحيح * نتوان مرد به سختى كه من اينجا زادم و خواجه حافظ كفته بيت آب و هواى فارس عجب سفلهپرور است * كو همدمى كه خيمه از اين خاك بركنم و جاى ديكر كفته بيت غزلكوئى سخندانى نمىورزند در شيراز * بيا حافظ كه تا خود را بملك ديكر اندازيم و پير جمال اردستانى كه يكى از عرفاى ربّانى است شكايت بسيار از اهل آن ديار نموده و حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب فى شهور سنهء هفتصد و سى هجرى كفته كه شيراز سابق بر اين برج اولياء بوده اكنون بسبب بىانصافى پيشوايان و طمع ايشان مسكن اشقياست و صاحب زينت المجالس سيصد سال قبل ازين فرموده كه بازاريان شيراز بهغايت اوباش و قلّاش و بشرب مدام مشغولند و از ميوهها انكور مثقالى خوب دارد و ليكن خوبى آن با بدى بازاريان آنجا برابر نمىشود انتهى كلامه باىّ حال از جوامع آنجا جامع جديد است و آن از بناهاى ملوك اتابكان و دلكشا واقع شده و ملوك ديكر نيز تعمير نمودهاند و ديكر جامع كريمخان زند است و آن مسجد جامع معتبر از جوامع آن ديار است و ديكر جامع عتيق است كه عمر بن ليث صفارى ساخته و ملوك ديكر در تعمير آن اهتمام كردهاند و در تاريخ آمده شيراز كه آن مسجد سيّما قرب محرابش خالى از اولياء نيست راقم كويد كه اهل شيراز منكر و عدوّ دوستان خدايند و نيز نوشتهاند كه مردم شيراز صوفىنهاد و صافاعتقاد و بحسنات و خيرات مايلند بيت آن مصر مكرمت كه تو ديدى خراب شد * و آن نيل مرحمت كه تو ديدى سراب شد در سنهء 1237 هجرى مردم آن ديار به شآمت اعمال و كردار كرفتار شده بارىتعالى بلاى و با را بر آنها بكماشت و در مدّت قليل جمعى كثير طريق عدم پيش كرفتند و ان بلاد اكثر بلاد ايران را فروكرفت تقريبا پانصد هزار نفر از آن كشور از دار فانى رفتند مثنوى ابر نايد از پى منع زكات * از زنا افتد و باء اندر جهات و هم در بيست و هفتم شهر شوّال المكرّم هنكام طلوع شمس سنة 1239 هجرى مصدوقهء وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً بظهور آمده